سمفـونی

سمفونی از ریشه‌ی یونانی Sym به معنی با هم و Phons به معنی صدا گرفته شده است. به طور کلی به معنی به صدا در آوردن به همراه یکدیگر است.

سمفونی در واقع سوناتی1 برای ارکستر می‌باشد. این فرم از رشد اورتور ایتالیایی (که غالبا سینفونیا نامیده می‌شد) به وجود آمد و شامل سه قسمت با سرعت‌های متضاد بود

  • سریع
  • آهسته
  • سریع

در سمفونی کلاسیک اولیه این قسمت‌ها به صورت سه موومان مجزا درآمدند و بعد عدد چهار معمول شد: با قرار گرفتن مینوئه2 و تریو (رقصی که از سوییت باروک گرفته شده بود) بین موومان آهسته و نقش پرنشاط پایانی .

آهنگسازان بسیاری در شکل دادن سمفونی نقش داشتند. از جمله آهنگساز ایتالیایی، سامارتینی، یوهان اشتامیتز که رهبر یکی از معروف‌ترین ارکسترهای نیمه‌ی قرن هجدهم در دربار آلمانی مانهایم بود و کارل فیلیپ امانوئل باخ و یوهان کریستیان باخ.

اما این هایدن و موتسارت بودند که در نیمه‌ی قرن هجدهم به سمفونی غنا و تکامل بخشیدند.

گاهی اوقات دیده می‌شود که در ارکسترهای سمفونی فقط یکی از موومان‌ها اجرا می‌شود. اما اجرای یک سمفونی زمانی کامل است که تمام موومان‌ها اجرا شوند. معمولا در کنسرت‌ها بعد از اجرا هر موومان اندکی سکوت می‌کنند و بعد از لحظاتی موومان بعدی اجرا می‌شود.

موومان سمفونی کلاسیک در سرعت و خصلت، در تضاد کامل با یکدیگر هستند و معمولا براساس این طرح بنیادی به وجود می‌آیند:

موومان اول: موومان اول در فرم سونات (sonata form) ساخته شده و معمولا با سرعت نسبتا بالایی اجرا می‌شود.

فرم سونات معمولا دارای دو تم جداگانست. می‌توان این موومان را به نمایشنامه‌ای که دارای دو کاراکتر است و با یکدیگر گفت و گو می‌کنند تشبیه کرد.

موومان دوم: معمولا موومان دوم یک سمفونی درست باید با موومان اول آن متقابل باشد. مثلا اگر موومان اول قدرتمند اجرا شد موومان دوم باید با سرعتی آهسته‌تر و بیشتر آوازگونه اجرا شود. فرم این موومان می‌تواند فرم سه قسمتی3 (ABA) یا واریاسیون4 یا دوباره فرم سونات باشد.

موومان سوم: سبک‌ترین و شادترین بخش یک سمفونی موومان سوم آن است. معمولا در موومان سوم هایدن و موتسارت مینوئه و تریو نگاشته‌اند و بعدها بتهوون آن را به اسکرتزو5 (به معنای شوخی) تبدیل کرد که بسیار پرنشاط‌تر و قوی‌تر بود.

موومان چهارم: در موومان چهارم آهنگ ساز آزاد است و می‌تواند از فرم روندو (ABACA…) یا سونات یا یک تم و واریاسون استفاده کند. این موومان معمولا با سرعتی بالا و حال و هوایی خوش دلانه اجرا می‌شود.

آیا سمفونی همیشه دارای چهار موومان می‌باشد؟

سیبلیوس یکی از بدعت‌گذاران تاریخ موسیقی در زمینه ساختار سمفونی است. او شخصا برای آهنگسازان دوره‌ی کلاسیک احترام زیادی قائل بود. او همیشه ساختار درخشان و سادگی آثار موتسارت را ستایش می‌کرد. با تمام این‌ها روش آهنگسازی او کاملا متفاوت بود.

سیبلیوس ابتدا نت‌هایش را یادداشت کرده و در تمرینات با ارکستر آنها را آزمایش می‌کرد. سیبلیوس مانند واگنر از روش‌های پلی تنال استفاده می‌کرد. پلی تنالی که او به کار می‌گرفت بسیار زیرکانه و به نوعی بی‌معناتر از کارهای واگنر اما قابل درک‌تر بود. یک نمونه از کارهای او سمفونی Tapiola اپوس 112 است که در آن بخش‌های تقلیدی تم اصلی قطعه را با صداهای زیر فلوت و کلارینت تکرار می‌کند و درادامه صدای بم باسونها و ترمولوی کنترباس‌ها را می‌آورد.

سمفونی هفتم اپوس 105 بزرگترین موفقیت سبلیوس بود که در سال 1924 نوشته شد. مدتی بعد از اینکه او قالب چهار موومانی در سمفونی‌ها را شکست این سمفونی را نوشت.

درسومین موومان از سمفونی دوم، او بخش زنده و پرنشاط پایانی را به حالتی بسیار با شکوه و قدرتمند تبدیل کرد. البته قبل از او بتهوون هم این کار را در سمفونی شماره پنج خود انجام داده بود.

اغلب سمفونی‌های سیبلیوس دارای سه موومان هستند. او همزمان با سمفونی آخرش متوجه شد که شکستن سکوت بین موومان‌ها به مهارت بالایی احتیاج دارد. از نظر او سکوت تنها در حالتی که از فقدان صوت برای کامل کردن ادامه موسیقی استفاده شود، مهم و ضروری بود.

سمفونی آخر او دارای پنج موومان است که مایه‌ی اصلی آن چنان یکدست به هم آمیخته شده که تا زمانی که شنونده کامل درک کند یک موومان کجا به پایان می‌رسد و موومان بعدی کجاست به گوش دادن آن ادامه می‌دهد و احساس می‌کند که تنها یک موومان است.

مالر در سال 1907 با سیبلیوس ملاقات کرد و سعی کرد او را وادار کند که بپذیرد سمفونی باید جهانی بوده و دارای چهار موومان باشد. اما سیبلیوس پاسخ داد که یک سمفونی باید قابل تشخیص باشد چه به خاطر سبک و وسواس به کار رفته در قالب ساخت آن و چه به دلیل منطق درونی که مایه‌ی اصلی آن بوده است.

امروزه منتقدان موسیقی سیبلیوس را یک نابغه در موسیقی می‌دانند. حتی برخی از آنان او را در سطح باخ، بتهوون و برامس ارزیابی می‌کنند.

Jean Sibelius

1_ سونات (sonata) به معنای به صدا در آمده. قطعه‌ای در چند موومان برای تنها یک یا دو ساز. اگر سه ساز نقش داشته باشند این قطعه تریو نامیده می‌شد.

2_ به فرانسوی Menuet یک نوع رقص عامیانه فرانسوی با وزن سه ضربی آرام که بعد از سال 1650 میلادی توسط لودویک چهاردهم به مهم‌ترین رقص درباری تبدیل شد.