موسیقی رمانتیسم قرن نوزدهم

واژه‌ی رمانتیسم ابتدا برای توصیف نخستین نشانه‌های اندیشه‌های جدید در نقاشی و ادبیات در اواخر قرن هجدهم استفاده شد و بعدها توسط موسیقی‌دانان به کار گرفته شد تا تغییرات سبک موسیقی در آغاز قرن بعد را توصیف نماید.

هدف آهنگسازان دوره کلاسیک برقراری تعادلی در موسیقی میان بیان احساس و ساختار رسمی قطعه بود. آهنگسازان رمانتیک این موازنه را برهم زدند. آنها در جست و جوی آزادی بیشتری در فرم و طرح اثر موسیقی خود و بیان عمیق‌تر احساسی بودند که غالبا درونی‌ترین افکار و عواطف و حتی رنج‌هایشان را به نمایش می‌گذاشت.

ارکستر در دوره‌ی رمانتیک

در خلال دوره‌ی رمانتیک، می‌بینیم که آهنگسازان دامنه‌ی مواد موسیقایی مورد استفاده‌ی خود را وسعت می‌بخشند. ملودی‌ها، خواه ملایم یا پراحساس، تغزلی‌تر و آواز مانند شدند و از مدلاسیون‌های چابک‌تر و جسورانه‌تر استفاده شد. هارمونی‌ها غنی‌تر و بسیار پراحساس شدند.

ابعاد و وسعت صوتی ارکستر افزایشی چشم‌گیر یافت. بخش بادی برنجی، به زودی با اضافه شدن توبا تکمیل شد و با ابداع سیستم دریچه‌ها، بر وسعت صوتی و انعطاف‌پذیری آن افزوده شده و اهمیتی بیشتر از پیش یافت. در این دوره آهنگسازان در ساخته‌های خود سه یا چهار ساز بادی چوبی می‌گنجاندند و پیکولو، کرآنگله، کلارینت باس و باسون دوبل را می‌افزودند.

امکان انتخاب از میان مجموعه‌ی متنوعی از سازهای کوبه‌ای افزایش یافت و افزایش تعداد نوازنده‌های سازهای زهی برای برقراری تعادل میان چهار بخش ارکستر الزامی شد.

آهنگسازان رمانتیک از کاوش در دامنه‌ی وسیع‌تر محدوده‌ی صوتی و حجم صدا، هارمونی‌های غنی‌تر و امکانات جدید ترکیب رنگ‌های مختلف صوتی سازها و قرار دادن آنها در مقابل یکدیگر لذت می‌بردند. موسیقی آنها مجموعه‌ای متنوع و غنی از انواع تصنیفات موسیقی است – کارهایی که اجرای آنها تنها به یک یا چند نوازنده احتیاج دارد، مانند قطعات پیانو، آوازها و موسیقی مجلسی (تریوها، کوارتت‌ها و غیره) تا آثاری که در واقع تابلوهای تماشایی موسیقایی هستند و نیازمند تعداد زیادی نوازنده‌اند، مانند اپراهای واگنر یا آثار طولانی ارکستری برلیوز، مالر و ریشارد اشتراوس.

لید آلمانی

دوره‌ی رمانتیک زمان شکوفایی آثار آوازی به ویژه لید آلمانی برای آواز تنها و پیانو بود. دو نوع لید اصلی وجود دارند: در نوع اول که استروفیک نامیده می‌شود موسیقی واحدی با همه‌ی بندهای شعر تکرار می‌شود و در نوع دوم که آلمانی‌ها آن را دورک کومپونیرت – تمام تصنیف شده – می‌نامند موسیقی متفاوتی برای هر بند از شعر در تمام طول آواز ساخته می‌شود. بالطبع در یک آواز تمام تصنیف شده آهنگساز به گونه‌ای وفادارانه‌تر می‌تواند بخش آواز را با تغییر حال و هوای شعر و اتفاقات دراماتیک آن هماهنگ کند و نیز برخی جزئیات را در بخش پیانو منعکس می‌نماید. موضوع مهم در اکثر لیدها این است که نقش بخش همراهی کننده‌ی پیانو بسیار بیش از تنها یک پشتوانه برای آواز است و آواز و پیانو در رابطه‌ی برابر در کنار هم قرار می‌گیرند.

شوبرت نخستین آهنگساز لید در دوره‌ی رمانتیک بود.

موسیقی برای پیانو در قرن نوزدهم

در قرن نوزدهم چند اصطلاح در ساختمان پیانو صورت گرفتند. تعداد نت‌ها افزایش یافت، به جای چرم از نمد به عنوان روکش چکش‌های پیانو استفاده شد و قاب فلزی جایگزین قاب چوبی ساز شد که امکان می‌داد کشش بیشتری بر سیم‌ها که اکنون طویل‌تر و ضخیم‌تر بودند اعمال شود. همه‌ی این تغییرات سبب ایجاد صدایی کامل‌تر، غنی‌تر و با وسعت بیشتر از حیث کوک و حجم صدا شدند. آهنگسازان رمانتیک شروع به کشف تمامی وسعت ساز شستی‌دار و بافت‌های موسیقایی غنی و متنوع بر اساس استفاده‌ی بیشتر از پدال نگهدارنده کردند.

تقریبا تمام آهنگسازان رمانتیک برای پیانو آثاری نوشتند اما مهم‌ترین آن‌ها شوبرت، مندلسون، شوپن، شومان، لیست و برامس بودند. هر چند این‌ها گاه به سونات روی می‌آوردند اما در اغلب موارد ترجیح می‌دادند ایده‌های خود را در قالب قطعات کوتاه مستقل بیان نمایند.

نوع دیگر قطعه برای پیانو اتود یا تمرین بود که به نیت ارتقای جنبه‌های مختلف مهارت‌های تکنیکی نوازنده نوشته می‌شد. در حقیقت در این دوره پیشرفت بزرگی در جنبه‌ی تکنیکی اتفاق افتاد که منجر به ظهور ویرتوئوزو، به معنای موسیقی دانی با قابلیت‌های تکنیکی استثنایی شد.

موسیقی کرال قرن نوزدهم

مهم‌ترین درستاوردهای آهنگسازان رمانتیک در زمینه‌ی موسیقی کرال، در فرم‌های اُراتوریو و رکویم بود. از میان اُراتوریوهای برتر می‌توان به این آثار اشاره کرد: الیاس اثر مندلسون که به سنت موسیقایی هندل تصنیف شده است؛ کودکی مسیح برلیوز؛ و رویای گرونتیوس از الگار که به جای متنی از کتاب مقدس، مبتنی بر سروده‌ای مذهبی است.

ویژگی‌های اصلی موسیقی رمانتیک

1- آزادی بیشتر در فرم و طرح موسیقایی و بیان عمیق‌تر و شخصی‌تر احساسات که در آن تخیلات، تصورات و تمایل به ماجراجویی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

2- تاکید بر ملودی‌های تغزلی و آوازگونه، مدلاسیون‌های مخاطره آمیز، هارمونی‌های غنی‌تر و غالبا کروماتیک با استفاده‌ی قابل توجه از دیسکوردها

3- بافت‌های متراکم‌تر و سنگین‌تر با تضادهایی جسورانه و چشم‌گیر و جست و جو در محدوده‌ی وسیع‌تری از صداها، دینامیک‌ها و رنگ‌های صوتی

4- توسعه‌ی ارکستر، گاه تا ابعادی غول‌آسا و ابداع سیستم دریچه‌ها که تکامل بخش بادی برنجی را در پی دارد و وزن و قدرت این بخش غالبا سبب تسلط آن بر بافت موسیقی می‌شود.

5- تنوع فراوان انواع قطعه‌ها، از آوازها و قطعات نسبتا کوتاه پیانو تا تابلوهای موزیکال عظیم با زمان‌های اجرای طولانی و اوج‌های نمایشی و دینامیکی زیبا

6- ارتباط‌های نزدیک‌تر با هنرهای دیگر که باعث توجه بیشتر به موسیقی برنامه‌ای می‌شود ( سمفونی برنامه‌ای، پوئم سمفونی، اورتور کنسرت)

7- استفاده از تم‌های تکرار شونده (گاه تغییر یافته / دگرگون شده)

8- مهارت تکنیکی بیشتر – به ویژه در پیانیست‌ها و ویولنیست‌ها

منبع: کتاب تاریخ موسیقی غرب نوشته‌ی رُی بِنِت