موسیقی رنسانس

رنسانس به معنای تولد دوباره است و این دوره را عصر نوزایی خلاقیت انسان نیز می‌نامند که بین سال‌های 1450 تا 1600 اتفاق افتاد. در این دوره توجه زیادی به فرهنگ و مسئله‌ی آموزش می‌شد.

همچنین دوره‌ی رنسانس را عصر اکتشافات نیز می‌نامند؛ روزگاری که کلمب و دیگر کاشفان مشهور سفرهای بزرگ اکتشافی خود را آغاز کردند، علوم و نجوم پیشرفت‌های چشم‌گیری نمود. بشر همچنین به کشف رازهای روح و روان خویش پرداخت و به این ترتیب آگاهی عمیق‌تری از خود و دنیای اطرافش به دست آورد. او به جای اینکه واقعیات را در همان صورت ظاهری‌‌شان بپذیرد، به مشاهده و پرسش پرداخت و شروع به جست و جوی دیلیل و استنتاج برای درک عمیق‌تر همه چیز نمود.

این عوامل بر نقاشان، موسیقیدان‌ها و آهنگسازان نیز تاثیر گذاشته بود.

در دوره‌ی رنسانس بیشتر به موسیقی غیرمذهبی توجه می‌شد با این حال ارزشمندترین آثار موسیقی دوره‌ی رنسانس برای کلیسا ساخته شدند.

موسیقی مذهبی در دوره‌ی رنسانس

فرم اصلی موسیقی کلیسایی مس و موتت بود. این قطعات در این دوره دست کم در چهار بخش صدایی نوشته می‌شدند چرا که آهنگسازان شروع به کشف محدوده‌ی صدایی پایین‌تر از تنور و نوشتن یک بخش برای آن نمودند؛ بخشی که امروزه ما آن را باس می‌نامیم. به این ترتیب بافت کامل‌تری در دوره‌ی رنسانس به وجود آمد.

ژوسکن د پره و پالسترینا از معروف‌ترین موسیقیدانان مذهبی این دوره بودند.

موسیقی غیرمذهبی دوره‌ی رنسانس

همزمان با این تغییرات در موسیقی کلیسایی شکوفایی چشم‌گیری در ترانه‌ها و آوازهای غیرمذهبی رخ داد. این آثار از لحاظ سبک بسیار متنوع بودند و به همه نوع حال و هوا و احساسات انسانی می‌پرداختند. برخی از آنها بسیار به بافت کنترپوآنی وفادار بودند و از ایمیتاسیون استفاده‌ی زیادی می‌کردند و برخی دیگر عمدتا بافت آکوردی دارند و با ریتم‌های مقطع و نشاط انگیز که از موسیقی رقص برگرفته شده‌اند جریان مواجی از موسیقی را شکل می دهند. از میان انواع گوناگون این ترانه‌ها به فروتُّلای ایتالیایی، لید آلمانی  ویلانچیکوی اسپانیایی، شانسون فرانسوی و مادریگال ایتالیایی می‌توان اشاره کرد.

توضیحی مختصر در مورد مادریگال

مادریگال از مهمترین گونه‌های موسیقی در دوره‌ی رنسانس بود که پیدایش آن به سال 1520 بازمی‌گردد.

مادریگال اثری بود برای چندین تک‌خوان که شامل یک شعر کوتاه بود و معمولا مضمون عاشقانه داشت.

مادریگال مانند موتت، بافت هرموفونیک و پلی‌فونیک را با یکدیگر ترکیب می‌کرد با این تفاوت که هارمونی‌های نامتعارف در مادریگال بیشتر دیده می‌شد.

موسیقی برای ساز

تا آغاز قرن شانزدهم بیشتر به موسیقی آوازی توجه می‌شد و از سازها برای همراهی با موسیقی آوازی استفاده می‌کردند. اما در قرن شانزدهم آهنگسازان فقط به نوشتن موسیقی برای سازها به طور خاص تمایل بیشتری نشان دادند؛ نه تنها موسیقی‌های رقص بلکه قطعاتی که صرفا برای نواختن و شنیدن بودند.

در طول دو دوره‌ی قرون وسطا و رنسانس سازها به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شدند:

سازهای باس (بم یا صدای ملایم) برای موسییقی خانگی

سازهای هاوت (زیر یا صدای بلند) برای موسیقی در کلیسا، سالن های بزرگ یا در فضای باز

سازهایی که در دوره‌ی رنسانس از آنها استفاده می‌شد

در این دوره سازهای متفاوت بسیاری ابداع شد اما برخی از سازها مانند ریکوردرها، شاوم‌ها و کرنت ها از قرون وسطا مرسوم ماندند.

لوت: دسته‌ی لوت دوره‌ی رنسانس به عقب خم شده بود، سیم‌های آن دوبه دو با هم کوک می‌شدند و تخته‌ی انگشت‌گذاری‌اش پرده‌هایی مانند گیتار داشت که مشخص بود چه قسمتی از سیم را باید فشار بدهند.

ویول‌ها: دارای صفحه‌ی تخت که در کناره‌ها انحنا می‌یافت و شش سیم با تخته‌ی انگشت گذاری پرده‌بندی شده بود و به جای اینکه زیر چانه‌ی نوازنده قرار بگیرد در مقابل وی به صورت عمودی قرار می‌گرفت.

کرامهورن: کلاهی چوبی زبانه‌ی مضاعف آن را می‌پوشاند و صدایی آهسته اما تیز و نافذ ایجاد می‌کرد.

رَکِت: ساز بم دو زبانه بود و لوله‌ی بلند آن در داخل محفظه‌ای که تنها سی سانتیمتر ارتفاع داشت می‌پیچید.

سَکبات: نامی که انگلیسی‌ها به شکل ابتدایی ترومبون داده بودند. دهانه‌ی آن کمتر باز می‌شد و صدایی صیقل یافته و پخته‌تر ایجاد می‌کرد.

ترومپت: لوله‌ی آن برای کنترل بیشتر خم شده بود تا هنگامی که سیستم پیستون دار آن در قرن نوزدهم ابداع شود نت‌های معدودی را تنها با تغییر فشار لب می‌توانست ایجاد کند.

سازهای کوبه‌ای: از جمله دایره زنگی، تبیره، تیمپانی، طبل کوچک و سنج‌ها.

منبع: کتاب تاریخ موسیقی غرب نوشته‌ی ری بنت