موسیقی برنامه‌ای

در دوره‌ی رمانتیک ارتباط نزدیکی میان موسیقی، ادبیات و نقاشی شکل گرفت. موسیقی‌ای که به نقل داستانی می‌پردازد یا به نحوی توصیفی است و تصاویری را در ذهن شنونده تداعی می‌کند.

بسیاری از قطعات پیانویی آهنگسازان دوره رمانتیک ویژگی موسیقی برنامه‌ای را دارند اما این موسیقی ارکستری بود که در آن آهنگسازان این موقعیت را داشتند تا این گونه ایده‌ها را به واضح‌ترین شکل بیان نمایند.

به طور کلی سه نوع موسیقی برنامه ای برای ارکستر وجود دارد:

1-سمفونی برنامه‌ای

بتهوون توضیح داده که سمفونی برنامه‌ای شماره شش او که آن را پاستورال (روستایی) نامیده است بیشتر بیان احساس است تا نقاشی صوتی، هر چند آوای پرندگان که موومان آهسته را خاتمه می دهد، شادی روستاییان در بخش اسکرتزو و توفان که در موومان چهارم به غرش در می‌آید، همگی به وضوح، تصویری هستند. اما برلیوز در سمفونی فانتاستیک خود در این زمینه با صراحت بیشتری صحبت می‌کند. او برای این اثر که همانند پاستورال بتهوون در پنج موومان به جای چهار موومان متداول است برنامه‌ای را با ذکر جزئیات ضمیمه می‌کند. کلیات این برنامه به اختصار چنین است:

  • رویاها و آرزوها: موسیقی دانی جوان با قوه‌ی تخیل فوق العاده، معشوقه‌ی خود را در رویا می‌بیند. در ذهن او محبوبه‌اش به یک ملودی تبدیل می شود، یک ایده‌ی ثابت یا تمی تکرار شونده که به طور مکرر به ذهن او باز می‌گردد.
  • در مجلس رقص: او به محبوبه‌اش که در مهمانی و در میان رقصندگان است می‌نگرد و موسیقی والسی باشکوه در حال اجرا است.
  • چشم‌اندازی در دشت: او در روستا قدم می‌زند. صدای نی چوپان‌ها شنیده می‌شود (کرآنگله ، ابوا). معشوقه‌اش را می‌بیند اما او از دید ناپدید می‌شود.

هنگامی که کرآنگله ملودی خویش را ادامه می‌دهد پاسخی از ابوا شنیده نمی‌شود؛ غروب آفتاب و رعد و برق در دوردست

  • به سوی چوبه‌ی دار: او در رویا می‌بیند که در جنون حسادت، محبوبه‌اش را به قتل رسانده است و به طرف چوبه‌ی دار کشیده می‌شود.
  • رویای روز تعطیل جادوگران: او خود را پس از مرگ در میان جادوگران و هیولاها می‌یابد. معشوقه‌اش بسیار پیر و زشت رو شده که می‌رقصد و او را مسخره می‌کند. ناقوص‌های عزا … سرودهایی که برای مردگان خوانده می‌شود …

برلیوز در سمفونی فانتاستیک با آوردن تمی که آن را ایده‌ی ثابت می نامد، در لحظات حساس در طول سمفونی – در حالی که هر بار به تناسب موقعیت، تغییری در آن ایجاد می‌شود – احساس وحدت و تعلق به یکدیگر را در بین موومان‌ها ایجاد می‌کند.

2-اورتور کنسرت

اورتور  واژه‌ای است که برای نامیدن قطعه‌ی ارکستری که در آغاز اپرا اجرا می‌شود به کار می‌رود. اما اورتور کنسرت هیچ ارتباطی با اپرا نداشت و یک قطعه‌ی برنامه‌ای یک موومانی برای ارکستر بود (معمولا در فرم سونات) که صرفا به منظور اجرا در کنسرت ساخته می‌شد.

هبرید، یکی از آثار مندلسون که تصویری از دریاست، اورتور کارناوال دورژاک، رومئو و ژولیت چایکوفسکی و کاکین اثر الگار از معروف‌ترین اورتور کنسرت‌ها هستند.

3-پوئم سمفونی

پوئم سمفونی یا تُن پوئم توسط لیست ابداع شد و مانند اورتور کنسرت قطعه‌ی برنامه‌ای یک موومانی برای ارکستر است اما معمولا طولانی‌تر و از لحاظ ساختار، آزادانه‌تر است . برداشت لیست درباره‌ی پوئم سمفونی این بود که موسیقی باید بر اساس ایده‌ها یا اتفاقاتی که در برنامه آمده است شکل بگیرد. با این حال برای ایجاد وحدت موسیقایی او از تمهیدی که آن را دگرگونی تمی می‌نامید استفاده می‌کرد. این اصطلاح طولانی تنها بیان این مفهوم است که یک تم اصلی در طول یک قطعه مرتب شنیده می‌شود اما دایما کیفیت و خصوصیات آن تغییر می‌کند تا متناسب با موقعیت باشد.

لیست سیزده پوئم سمفونی تصنیف کرد که معروف‌ترین آن‌ها تاسو، پرلودها و مازپا (که هر سه براساس شعر تصنیف شده اند)، هملت (بر اساس نمایشنامه شکسپیر) و اُرفئوس (بر اساس افسانه‌ی یونانی) هستند.