موسیقی قرن بیستم بخش چهارم

در بخش‌های قبلی از مقاله‌ی موسیقی قرن بیستم در مورد گرایش‌هایی مانند: امپرسیونیسم، تاثیرات موسیقی جاز، اکسپرسیونیسم و… صحبت کردیم. در این بخش از مقاله که بخش پایانی آن نیز می‌باشد به موسیقی کنکرت، موسیقی الکترونیک، سریالیسم مطلق و موسیقی شانس نگاهی خواهیم انداخت.

برای مراجعه به بخش‌های قبلی این مقاله به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید:

موسیقی قرن بیستم بخش اول

موسیقی قرن بیستم بخش دوم

موسیقی قرن بیستم بخش سوم

 

موسیقی کُنکِرِت

در اواخر دهه‌ی 1940، آهنگساز فرانسوی پیر شافر در استدیو دوسای رادیو فرانسه به تجربه در زمینه‌ای دست زد که خود آن را موسیقی کنکرت نامید-موسیقی به جای آنکه به شکل محض روی کاغذ نوشته شود، به طور مستقیم روی نوار مغناطیسی ساخته می‌شد. صداهایی که او ضبط می‌کرد صداهای طبیعی بودند: صدای به هم خوردن در، سر و صدای لولاهای در و غیره.

او این صداها را به نوار دیگری منتقل می‌کرد.

آن‌ها را با هم ترکیب می‌کرد، یکی را روی دیگری قرار می‌داد و به شکل‌های گوناگون آن‌هارا تغییر می‌داد.

زیر و بمی صدا با تغییر سرعت نوار می‌توانست تغییر کند (سرعت بیشتر صدایی زیرتر، و سرعت کمتر صدایی بم‌تر ایجاد می‌کرد) یا صدای ضبط شده ممکن بود از انتها به ابتدا پخش شود. به این ترتیب، اثر خلق شده، مونتاژی از صداهای ثبت شده روی نوار بود که بدون نیاز به نوازنده در هر زمان می‌توانست شنیده شود.

موسیقی الکترونیک

موسیقی الکترونیک در دهه‌ی 1950 در آلمان آغاز شد. این موسیقی شامل تمام صداهایی است که به وسیله‌ی میکروفون گرفته می‌شود (مشابه موسیقی کنکرت) و همچنین هر صدایی که توسط وسایل الکترونیکی مولد صدا تولید می‌شود. جزء اصلی مولد صدا یک نوسانگر است. صدای‌های تولید شده، برحسب مورد می‌توانند خالص یا ناخالص باشند. نوع دیگری از صوت صدای سفید است-صدایی اوج گیرنده که از تمام فرکانس‌های قابل شنیدن تشکیل شده است.

صداها ممکن است به شیوه‌های مختلف به شکل الکترونیک تغییر کنند، از جمله تنظیم حجم صدا، فیلتر کردن (حذف فرکانس‌های ناخواسته) یا افزودن ویبراسیون، طنین (ایجاد تاخیر، به نحوی که صدا به تدریج محو شود) یا اکو (صدا در حال تکرار شدن محو شود). صداها ممکن است با یکدیگر ادغام شوند، روی هم قرار بگیرند یا به قطعات مجزا تفکیک شوند. صداهای منفرد می‌توانند بر قسمت‌های مختلف نوار ضبط شوند و سپس همه در کنار یکدیگر قرار گیرند یا یک حلقه ایجاد شود، به طوری که صداها تکرار شوند و حالت استیناتو تشکیل دهند.

یک تصنیف موسیقایی الکترونیک ممکن است تنها از صداهایی که به شیوه‌ی الکترونیکی تولید شده‌اند تشکیل شده باشد، صداهایی که یا از قبل روی نوار مغناطیسی ضبط شده و یا به صورت زنده در حضور شنوندگان تغییر داده می‌شوند.

ممکن است یک آهنگساز، آواز یا صداهای سازها را، به صورت طبیعی یا تغییر یافته با روش‌های الکترونیکی، زنده یا بر روی نوار، با این اصوات درهم بیامیزد.

کارلهاینز اشتوکهاوزن یکی از مهم‌ترین آهنگسازانی بود که موسیقی الکترونیک را تجربه کرد. کنتاکت برای صداهای الکترونیک، پیانو و سازهای کوبه‌ای؛ تله موزیک؛ میکروفون یک برای تام تام، دو میکروفون، دو فیلتر و دو پتانسیومتر و آواز برای جوانان از کارهای الکترونیک اشتوکهاوزن به شمار می‌آیند.

سریالیسم مطلق

در سال 1949 مسیان قطعه‌ای برای پیانو به نام وجوه کشش زمانی و شدت تصنیف کرد که برمبنای گام‌هایی بود که تنها براساس زیر و بمی صدا شکل نگرفته بود، بلکه علاوه بر اینها، به کشش زمانی نت‌ها، دینامیک‌ها و شروع ناگهانی نت‌ها نیز توجه شده بود.

این کار به تجربه‌هایی منجر شد که مسیان و دو شاگرد او، بولز و اشتوکهاوزن، در سریالیسم مطلق به آن پرداختند. در سریالیسم مطلق، سری دوازده جزئی صداها، کشش‌ها، دینامیک‌ها و شروع نت‌ها همه توسط قوانین سریالیسم شوئنبرگ کنترل می‌شدند.

بولز اولین کسی بود که در ساختارها از سریالیسم مطلق استفاده می‌کرد.

اشتوکهاوزن بعدها متوجه شد که تمام ابعاد صدا می‌تواند توسط پردازش سریالی کنترل شود.

او در اثر خویش به نام گروه‌ها از یک گام دوازده سرعتی استفاده می‌کند و سه ارکستر آن را اجرا میکنند که از حیث اجرا کاملا از هم مجزا هستند و توسط سه رهبر مختلف رهبری می‌شوند.

موسیقی شانس نیز یکی از گرایش‌هایی بود که در قرن بیستم به آن پرداخته شد. شما می‌توانید از طریق لینک آن در مورد این گرایش اطلاعات کسب کنید.