موسیقی قرن بیستم بخش اول

در این مقاله شما با موسیقی قرن بیستم و گرایش هایی مانند امپرسیونیسم، ملی گرایی، تاثیرات جاز، موسیقی شانس، سریالیسم، و… آشنا خواهید شد. دربخش اول این مقاله به تغییراتی که در ملودی‌ها، هارمونی‌ها، ریتم‌ها و رنگ‌های صوتی نسبت به دوره‌های دیگر به وجود آمد  و موسیقی امپرسیونیسمی می‌پردازیم و در بخش های بعدی به سایر گرایش‌ها مانند ملی‌گرایی و موسیقی شانس و … خواهیم پرداخت.

موسیقی قرن بیستم

داستان موسیقی در قرن بیستم عمدتا ماجراهای کشفیات و تجربیاتی است که در نهایت به پیدایش تنوع خیره کننده‌ای از گرایش‌ها و تکنیک‌های جدید، و در مواردی صداهایی به کلّی متفاوت منتهی شد – همه این عوامل در کنار هم سبب شدند این دوره به صورت یکی از مهیج‌ترین دوران تاریخ موسیقی درآید. همزمان با پیدایش هر جریان تازه، عنوانی برای توصیف آن به وجود می‌آمد که منجر به پیدایش مجموعه‌ای گیج کننده از «ایسم‌ها» شد.

چنان که خواهیم دید غالب این گرایش‌ها در یک موضوع اشتراک دارند و آن، واکنشی آگاهانه به سبک رمانتیک قرن نوزدهم است. این موضوع سبب شد است که برخی منتقدان، این موسیقی‌ها را ضد رمانتیک توصیف کنند..

مهمترین گرایش‌ها در موسیقی قرن بیستم

  • امپرسیونیسم
  • آتنالیته
  • میکروتنالیته
  • قرن بیستم
  • اکسپرسیونیسم
  • موسیقی کنکرت
  • ملی گرایی
  • موسیقی نقطه پردازانه ( پوینتیلیسم )
  • موسیقی الکترونیک
  • تاثیرات جاز
  • سریالیسم
  • سریالیسم مطلق
  • موسیقی شانس
  • نئوکلاسیسیسم
  • پلی تنالیته

ملودی‌ها در قرن بیستم

معمولا دارای پرش‌های بزرگ، غالبا با استفاده از فواصل کروماتیک و دیسونانس، زاویه‌دار و تیز، کوتاه و مقطع – نه طولانی و پیچ در پیچ – هستند؛ از گلیساندوها (سرخوردن از یک نت به نتی دیگر) ممکن است استفاده شود و در برخی قطعات، ‌عنصر ملودی ممکن است به طور کامل حذف شود.

هارمونی در قرن بیستم

دیسونانس‌های شدید، افزایش نسبت آکوردهای نامطبوع به مطبوع (گاه از آکوردهای مطبوع به کلی پرهیز می‌شود) و خوشه‌های صوتی (نت‌های همسایه که همزمان اجرا می‌شوند) ممکن است استفاده شوند.

ریتم‌ها

قوی و پرانرژی هستند، از سنکپ به وفور استفاده می‌شود (تکیه‌ی شدید بر قسمت ضعیف ضرب)؛ مترهای نامتعارف، مانند میزان‌های پنج یا هفت ضربی (که غالبا ریشه در موسیقی محلی دارند)؛ تغییر متر از یک میزان به میزان بعد؛ پلی ریتم‌ها (پلی به معنای بسیار) – چند ریتم یا متر مختلف که همزمان با هم پیش می‌روند و نتیجه‌ی آن یک کنترپوآن ریتمی است؛ استفاده از تمهینات اُستیناتو (تکرار مکرر) و یا ریتم‌های حرکتی پرانرژی که با استفاده از آن، آهنگساز موسیقی را بی وقفه پیش می‌برد.

رنگ‌های صوتی

توجه بیش از پیش به رنگ‌های صوتی و در نتیجه، گنجاندن صداهایی غریب و نامتعارف در موسیقی؛ تضادهایی شدید و گاه انفجاری؛ گسترش بخش کوبه‌ای و تکیه بر صداهای کوبشی به طور کلی؛ صداهای ناآشنا از سازهای آشنا، مانند اجرای نت انتهایی محدوده‌ی صوتی ساز، جلوه‌های صوتی سازهای بادی برنجی سوردین دار و جلوه های صوتی جدید از سازهای زهی، مانند آرشه کشیدن پشت خرک و یا ضربه زدن به بدنه‌ی ساز با پاشنه‌ی آرشه؛ و صداهایی کاملا جدید، مانند آن‌هایی که با استفاده از وسایل الکترونیک و نوار مغناطیسی به دست می‌آیند.

امپرسیونیسم

رهبر ارکستر و آهنگساز فرانسوی، پیر بولِز گفته است: موسیقی مدرن با بعدازظهر یک دیو، اثر دبوسی از خواب برخواسته است.

این اثر اولین قطعه‌ی مهم دبوسی، ساخته شده در سال 1894، به سبکی است که امپرسیونیسم نامیده می شود. اصطلاحی که از سبک نقاشی گروهی از هنرمندان فرانسوی که به امپرسیونیست‌ها معروف‌اند گرفته شده است. این هنرمندان به جای آنکه نقاشی خود را به گونه‌ای ترسیم کنند که واقعی و همانند یک عکس به نظر برسد قصد داشتند صرفا برداشتی از واقعیت را ارائه کنند، مانند آنچه چشم در یک نگاه دریافت می‌کند: برداشتی که مبتنی بر طرح کلی و مبهم و بازی نور و حرکت است.

دبوسی در آن زمان قصد داشت با موسیقی خود از سبک سنگین رمانتیک آلمانی فاصله بگیرد. تمهیداتی که او با استفاده از آن‌ها این کار را انجام داد قابل مقایسه با تکنیک‌های نقاشان امپرسیونیست بود. به همان نحو که آن‌ها با نور و رنگ برخورد می‌کردند، او نیز با هارمونی‌‌ها و رنگ‌های صوتی سازی رفتار می‌کرد. او بیشتر به غریزه‌ی موسیقیایی خود متکی بود تا قوانین هارمونی.

بنابراین آکوردهایی نامطبوع در آکوردهایی نامطبوع‌تر حل می‌شدند یا آکوردهایی مشابه (غالبا آکوردهای نهم و سیزدهم) در جریان‌های آکوردی با حرکت موازی پیش می‌رفتند. این ترفند، جلوه‌ای مبهم، سیال و تغییر یابنده به موسیقی دبوسی می‌بخشد که با استفاده از گام‌های نامتعارف تشدید می‌شود: گام‌های مدال، گام پنج نتی پنتاتونیک (که به سادگی با نواختن شستی‌های سیاه پیانو به دست می‌آید) و یا گام تمام پرده که بر شش نتی که هر کدام یک پرده با دیگری فاصله دارند بنا شده است (که به وضوح در آغاز پرلود پیانو، شماره‌ی 2: ویل – به معنای بادبان‌ها یا پرده‌ها – شنیده می‌شود).

دبوسی در قطعات ارکستری خود ترکیب‌های نوینی از رنگ‌های صوتی، ریتم‌های سیال، بافت‌های روشن و درخشان و جلوه‌های جدیدی از نور و سایه ارائه می‌دهد و ضمن پرهیز از طرح‌های واضح و مشخص، به جای تبیین کردن پیشنهاد می‌کند.

برخی از برترین آثار او در سبک امپرسیونیست عبارت‌اند از: بعدازظهر یک دیو، نکتورن‌ها، تصاویر و لامر

Claude Debussy

منبع: کتاب تاریخ موسیقی غرب نوشته ری بنت