موسیقی دوره باروک

باروک از واژه‌ی پرتغالی باروکو به معنی مروارید یا قطعه جواهری با تراش غیر معمول می‌آید. سبک باروک در موسیقی غرب در میان سال‌های 1600 تا 1750 میلادی شکل گرفت.

آهنگسازان در این دوره به قدری به دیزه و بمله کردن نت‌ها در جای جای قطعه‌ها روی آورده بودند که در نتیجه، مدها خصوصیات منحصر به فرد خود را از دست می‌دادند و کار به جایی می‌رسید که تمامی ‌آنها مانند دو مد آیولیَن و اِئولیَن صدا می‌دادند. از این دو مد بود که سیستم ماژور و مینور رشد کرد.

همچنین قرن هفدهم شاهد پیدایش چند فرم و قالب موسیقایی بود که از میان آن‌ها می‌توان به اُپرا، اُراتوریو، فوگ، سوییت، سونات و کنسرتو اشاره کرد.

اُپرا

اپرا مجموعه‌ای از هنرهای مختلف مانند موسیقی، ادبیات، فن بازیگری، طراحی صحنه، دکور و کارگردانی است.

هنری است که بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ با موسیقی ساخته می‌شود انجام می‌گیرد. خوانندگان اپرا را گروهی از همنوایان همراهی می‌کنند که این همنوایان می‌توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک ارکستر سمفونیک کامل.

جاکوپوپری سازند‌ی اولین اپرای تاریخ موسیقی بود و برای ادامه‌ی بقای اپرا نیاز به نابغه‌ای بود تا روح حیات و هیجان را در این قالب بدمد. این شخص کلودیو مونته وردی بود که در اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17 می‌زیست.

اُراتوریو

فرم مهم آوازی دیگری که تقریبا همزمان با اپرا متولد شد اُراتوریو است. این قالب موسیقیایی نام خود را از اُراتوری (تالار دعا)، سن فیلیپ نِری رُم گرفته است، جایی که اولین اُراتوریوها اجرا شدند. در آغاز اُراتوریوها بسیار شبیه اپراها بودند و با صحنه‌آرایی و لباس‌های ویژه اجرا می‌شدند. تفاوت عمده‌ی بین این دو، این بود که اُراتوریو بر اساس یک داستان مذهبی، معمولا برگرفته از کتاب مقدس بود. مهم‌ترین آهنگسازان اُراتوریو در قرن هفدهم، کاریسیمی و شوتز بودند اما بزرگترین اُراتوریوهای دوره‌ی باروک در نیمه اول قرن هجدهم توسط هندل با کلام انگلیسی تصنیف شدند. بهترین اُراتوریوهای او عبارت اند از: بنی اسرائیل در مصر، سامسون و محبوب‌ترین آنها مسیح.

هندل در اُراتوریو همانند اپراهایش از رسیتاتیو برای پیش بردن داستان، و از آریاها برای لحظات تفکر انگیزتر بهره می‌گیرد.

فوگ

فوگ قطعه‌ای کنترپوآنی است که اصولا براساس ایده‌ی تقلید ساخته می‌شود و معمولا از سه یا چهار بخش که اصطلاحا بخش‌های صدایی نامیده می‌شوند (بدون در نظر گرفتن اینکه آیا قطعه در واقع سازی یا آوازی است) تشکیل شده است که به آن‌ها سوپرانو، آلتو، تنور یا باس گفته می‌شود.

جزئیات ساختاری فوگ می‌تواند بسیار پیچیده باشد اما ایده‌ی اصلی همواره این است: تقریبا تمام قطعه از رشد یک ملودی نسبتا کوتاه ولی دارای شخصیت موسیقایی قوی به وجود می‌آید. آهنگساز این ملودی را سوژه می‌نامد که ابتدا تنها در یک بخش صدایی شنیده می‌شود و سپس بخش‌های صدایی دیگر – هر کدام در محدوده‌ی صوتی متناسب خود به نوبت به تقلید آن می‌پردازند:

در طول فوگ سوژه به گام‌های جدید می‌رود و از این بخش صوتی به آن بخش صوتی حرکت می‌کند. این حرکات موسیقایی توسط بخش‌هایی به نام اپیزود از هم جدا می‌شوند. آهنگساز ممکن است اپیزودی را برمبنای ایده‌ی گرفته شده از خود سوژه یا عناصر موسیقایی دیگر بنا نهد.

در اواخر دوره‌ی باروک، ایده‌ی موسیقایی فوگ توسط هَندل و به خصوص باخ به کمال خویش رسید.

فوگ در لغت به معنای گریز است که ایده‌ای از بخش‌های صوتی به دست می‌دهد. این بخش‌ها در حالی که به ارائه‌ی سوژه می‌پردازند، از هم می‌گریزند یا به تعقیب هم می‌پردازند. در بعضی مواقع آهنگساز به جای اینکه یک فوگ کامل بنویسد اثر خویش را به سبک فوگ خلق می‌نماید.

سوییت

آهنگسازان رنسانس گاهی چند رقص را در کنار یکدیگر قرار می‌دادند. آهنگسازان باروک، در فرم سوییت این ایده را گسترش دادند. سوییت مجموعه‌ای از چند قطعه برای یک یا چند ساز است. بسیاری از سوییت‌ها برای هارپسیکورد نگاشته می‌شدند و سرانجام متداول‌ترین طرح برای سوییت، چهار رقص از کشورهای مختلف را کنار هم قرار داد:

1- آلماند آلمانی  2- کورانت فرانسوی  3- ساراباند  اسپانیایی  4- ژیگ انگلیسی

سونات‌های باروک

 سونات در لغت به معنی «به صدا در آمده»، قطعه‌ای است که باید نواخته شود (در برابر کانتات که قطعه‌ای است که باید خوانده شود). بسیاری از سونات‌های باروک برای دو ویولن و کنتینوئو (شامل ویولنسل و هارپسیکورد ، به عنوان مثال) بودند.

سونات‌های باروک به دو دسته اصلی تقسیم می‌شدند: سونات داکامِرا یا سونات مجلسی که برای اجرا در منزل تصنیف می‌شد و سونات داکیزا یا سونات کلیسایی.

از مهمترین آهنگسازان دوره‌ی باروک که به نوشتن سونات پرداختند می‌توان به پرسل، کُرلّی، کوپرن، باخ و هندل اشاره کرد.

کنسرتو

یکی از هیجان انگیزترین انواع موسیقی باروک کنسرتو است (واژه ای که ممکن است از زبان ایتالیایی ، به معنی دور هم جمع شدن و یا از لاتین به معنی مباحثه آمده باشد).

در این قالب آهنگسازانی مانند کُرّلی، هَندل و باخ دو گروه از سازها را مقابل هم قرار می دادند: گروهی کوچک از تکنوازان (معمولا دو ویولنیست و یک نوازنده‌ی ویولنسل) که کنسرتینو نامیده می شد، در برابر یک ارکستر زهی که ریپِینو (پرکردن) یا توتّی (همه) نام داشت. هنگامی که گروه، ریپینو می‌نواخت یک هارپسیکورد یا ارگ بافت موسیقیایی را پر می‌کرد و وقتی سازهای کنسرتینو به تنهایی می‌نواختند به ایجاد هارمونی‌های حمایت کننده ادامه می‌داد.

 ویژگی‌های اصلی موسیقی باروک

1- در آغاز حرکت به سمت بافتی سبک‌تر و هوموفون: ملودی‌ای که با آکوردهای ساده‌ای حمایت می‌شود ولی بافت پلیفون به زودی بازمی‌گردد.

2- باسو کونتینوئو یا باس شماره‌دار، اساس بیشتر فرم‌های موسیقی دوره‌ی باروک بود – خط باس هدفداری که موسیقی را به طور مستمر از آغاز تا انتها به سمت جلو می‌راند.

3- معمولا یک احساس یا حالت در تمام طول قطعه حفظ می‌شود.

4- خانواده‌ی ویولن‌ها به تدریج جایگزین ویول‌ها شدند.

5- تا پایان قرن هفدهم، سیستم گام‌های ماژور و مینور جایگزین سیستم مدها شد.

6- غالبا نوعی مبالغه در موسیقی وجود دارد: ریتم‌های پرانرژی، موسیقی را به جلو می‌رانند؛ ملودی‌ها عموما در قالب خطوطی طولانی و روان با تزئینات بسیار (مانند تریل‌ها) تنیده می‌شوند؛ تضاد‌های ناشی از رنگ صوتی سازها و تعداد کمی ساز در برابر تعداد زیاری ساز، و صدای بلند در برابر آهسته (دینامیک های پله‌ای و گاهی کیفیت اکو مانند)

منبع: کتاب تاریخ موسیقی غرب نوشته‌ی رُی بِنِت